یادداشت ها

آموزش حل تعارض سالم در زندگی زناشویی و خانوادگی

دعوا را حذف نکنیم؛ دعوا را حرفه‌ای کنیم
آموزش حل تعارض سالم در زندگی زناشویی و خانوادگی

نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق

خانواده‌ای که هیچ اختلافی ندارد، یا واقعاً دو آدم کاملاً همسان را کنار هم گذاشته است، یا اختلاف‌ها را پشت پرده سکوت پنهان کرده است. تعارض در زندگی مشترک طبیعی است؛ خطر از جایی شروع می‌شود که تعارض به جنگ تبدیل شود، یا برعکس، به سکوت‌های طولانی و قهرهای فرساینده پناه ببریم. در حقیقت مسئله اصلی «دعوا کردن» نیست؛ مسئله این است که بسیاری از ما زبان حل تعارض را بلد نیستیم. بلد نبودن دعوا، یعنی بلد نبودن حفظ حرمت، مدیریت هیجان و رسیدن به راه‌حل. و این ناتوانی، به‌تدریج سرمایه عاطفی خانواده را می‌فرساید.

تعارض سالم یعنی اختلاف را ببینیم و درباره‌اش گفت‌وگو کنیم، بدون آنکه شخصیت یکدیگر را هدف قرار دهیم. تعارض سالم یعنی از هم ناراحت شویم، اما رابطه را تخریب نکنیم. یعنی مسئله را حل کنیم، نه اینکه طرف مقابل را شکست دهیم. چنین نگاهی، هم برای زوج‌ها نجات‌بخش است و هم برای فرزندان الگوی تربیتی می‌سازد. کودکانی که در خانه «حل مسئله» را می‌بینند، در مدرسه و جامعه نیز کمتر به پرخاشگری، انزوا یا رفتارهای هیجانی پناه می‌برند.

نخستین اصل در دعوای سالم، «تغییر هدف» است. اگر هدف ما در بحث این باشد که ثابت کنیم حق با ماست، بحث خیلی زود به میدان قدرت تبدیل می‌شود. اما اگر هدف این باشد که زندگی بهتر شود، گفت‌وگو رنگ دیگری می‌گیرد. خانواده موفق، دنبال مقصرسازی نیست؛ دنبال فهمیدن مسئله و ساختن راه‌حل است. در بسیاری از مشاجره‌ها، چیزی که دو طرف را خسته می‌کند خودِ موضوع نیست، بلکه حس دیده نشدن، شنیده نشدن و بی‌ارزش شدن است. پس قدم اول این است که از جدل برای پیروزی، به گفت‌وگو برای بهبود حرکت کنیم.

اصل دوم، «مسئله‌محوری» است. دعوای ناسالم معمولاً از یک اتفاق کوچک آغاز می‌شود اما خیلی زود به پرونده‌سازی می‌رسد: جمع کردن خطاها، یادآوری گذشته‌ها، و چسباندن برچسب‌های کلی. عباراتی مثل «تو همیشه…»، «تو هیچ‌وقت…»، «تو اصلاً…» عملاً گفت‌وگو را می‌بندند، چون طرف مقابل را زیر فشار قضاوت قرار می‌دهند. در مقابل، بیان دقیق رفتار و موقعیت، در را باز می‌کند: «وقتی بدون خبر دیر می‌آیی، من نگران می‌شوم و احساس می‌کنم تنها مانده‌ام. دوست دارم درباره راهی صحبت کنیم که این نگرانی کمتر شود.» این جمله ساده، هم مرز دارد، هم احترام، هم پیشنهاد حل مسئله.

اصل سوم، «بیان احساس و نیاز» به جای «حمله و اتهام» است. بسیاری از زوج‌ها، ناراحتی خود را در قالب سرزنش بیان می‌کنند؛ درحالی‌که سرزنش، واکنش دفاعی ایجاد می‌کند. مهارت کلیدی این است که به جای «تو باعث شدی…»، بگوییم «من این احساس را تجربه کردم…». به جای «تو به من بی‌احترامی می‌کنی»، بگوییم «وقتی وسط حرفم گوشی را نگاه می‌کنی، احساس می‌کنم حرفم مهم نیست و این برایم دردناک است.» این شیوه، ادبیات گفت‌وگو را از حالت دادگاه خارج می‌کند و به فضای فهم متقابل نزدیک می‌سازد.

اصل چهارم، «مدیریت زمان و موقعیت» است. گفت‌وگوی سازنده، به شرایط مناسب نیاز دارد. بحث کردن هنگام خستگی شدید، گرسنگی، استرس کاری، یا در حضور فرزندان، احتمال انفجار را بالا می‌برد. خانواده‌های آگاه، به جای شروع ناگهانی مشاجره، از «قرارداد زمانی» استفاده می‌کنند: «این موضوع برایم مهم است؛ امشب بعد از شام ده دقیقه درباره‌اش حرف بزنیم؟» همین جمله، تعارض را از حالت حمله ناگهانی خارج می‌کند و به طرف مقابل فرصت آمادگی می‌دهد.

اصل پنجم، «خط قرمزهای ارتباطی» است. حتی در اوج ناراحتی، برخی رفتارها نباید رخ دهد: تحقیر، تمسخر، فحاشی، تهدید به جدایی، مقایسه با دیگران، و حمله به خانواده همسر. این‌ها فقط یک جمله یا یک لحظه نیستند؛ می‌توانند اثر بلندمدت بر اعتماد و امنیت عاطفی بگذارند. احترام، تزئین رابطه نیست؛ ستون اصلی رابطه است. زوج‌ها اگر می‌خواهند دعوا به آشتی برسد، باید مراقب باشند پل‌های بازگشت را با کلمات نسوزانند.

اصل ششم، «شنیدن فعال» است؛ مهارتی که در کلاس‌های مهارت‌های زندگی، از آن به عنوان یکی از بنیادی‌ترین ابزارهای حل تعارض یاد می‌شود. شنیدن فعال یعنی قطع نکردن حرف طرف مقابل، پرسیدن برای فهمیدن، و خلاصه‌سازی برای اطمینان. جمله‌هایی مانند «پس منظورت این است که… درست فهمیدم؟» معجزه می‌کنند، چون بسیاری از اختلاف‌ها در واقع اختلاف بر سر برداشت‌هاست، نه واقعیت‌ها. وقتی همسرمان حس کند واقعاً شنیده می‌شود، تنش پایین می‌آید و امکان همکاری بیشتر می‌شود.

 

 

اصل هفتم، «تنظیم هیجان» است. بسیاری از دعواها به این دلیل بدتر می‌شوند که هیجان از کنترل خارج می‌شود. در چنین شرایطی، مکث یک مهارت حرفه‌ای است، نه نشانه شکست. اگر احساس می‌کنیم صدا بالا می‌رود یا کلمات تند می‌شود، می‌توانیم با احترام بگوییم: «الان خیلی تحت فشارم؛ ده دقیقه استراحت می‌کنم و بعد ادامه می‌دهیم.» نکته مهم این است که مکث باید همراه با بازگشت باشد؛ نه اینکه تبدیل به قهر و رها کردن مسئله شود. در روانشناسی خانواده، «وقفه کوتاهِ هدفمند» یکی از راهکارهای مؤثر برای جلوگیری از تشدید تعارض معرفی می‌شود، چون فرصت می‌دهد مغز از حالت هیجانی به حالت منطقی برگردد.

اصل هشتم، «تبدیل گفت‌وگو به تصمیم» است. بسیاری از زوج‌ها ساعت‌ها بحث می‌کنند اما در پایان هیچ تغییر مشخصی اتفاق نمی‌افتد. دعوای سالم باید به یک توافق روشن و قابل اجرا برسد؛ حتی اگر کوچک باشد. برای مثال: «اگر دیر شدی پیام می‌دهی»، «هفته‌ای یک بار درباره هزینه‌ها با هم مرور می‌کنیم»، «در حضور بچه‌ها بحث را ادامه نمی‌دهیم»، «تقسیم کار خانه را دقیق‌تر می‌کنیم.» توافق‌های کلی مثل «از این به بعد بهتر می‌شوم» معمولاً در عمل فراموش می‌شوند. اما توافق‌های دقیق، قابل سنجش و زمان‌دار، رابطه را جلو می‌برند.

و یک نکته بسیار مهم برای خانواده‌های دارای فرزند: کودکان تنها از حرف‌های ما یاد نمی‌گیرند؛ از «الگوی رفتار» ما می‌آموزند. اگر کودک ببیند که اختلاف با فریاد و تحقیر حل می‌شود، همان را به مدرسه و روابط آینده‌اش می‌برد. اما اگر ببیند والدین ناراحت می‌شوند، اما محترمانه گفت‌وگو می‌کنند، عذرخواهی می‌کنند، و راه‌حل می‌سازند، امنیت روانی در او شکل می‌گیرد. این امنیت، یکی از پایه‌های سلامت روان و اخلاق اجتماعی در نسل آینده است.

در پایان باید گفت: تعارض در خانواده حذف‌کردنی نیست؛ مدیریت‌کردنی است. «دعوا ممنوع نیست» یعنی اختلاف داشتن نشانه شکست نیست. اما «بلد نبودن دعوا خطرناک است» یعنی اگر مهارت گفت‌وگو، شنیدن، کنترل هیجان و ساختن توافق را نیاموزیم، تعارض به فرسایش عاطفی و گاهی آسیب‌های جدی روانی می‌رسد. خانواده‌ها می‌توانند با یادگیری چند اصل ساده، دعوا را از میدان تخریب به مسیر رشد تبدیل کنند.

اگر در خانواده‌ای احساس می‌کنیم بحث‌ها تکراری، زخم‌زننده و بی‌نتیجه شده است، کمک گرفتن از مشاور خانواده، نشانه ضعف نیست؛ نشانه مسئولیت‌پذیری است. همان‌طور که برای سلامت جسم به پزشک مراجعه می‌کنیم، برای سلامت رابطه نیز باید از تخصص بهره ببریم. خانواده‌ای که گفت‌وگو را یاد می‌گیرد، نه تنها آرامش خانه را حفظ می‌کند، بلکه انسان‌های سالم‌تری برای مدرسه و جامعه تربیت می‌کند.

دعوا را حذف نکنیم؛ دعوا را حرفه‌ای کنیم.
وقتی هدف، بهبود رابطه باشد نه شکست دادن طرف مقابل، تعارض می‌تواند به جای فاصله، فهم و صمیمیت بیاورد.

4 بازدید
Author Image
انتشارات بین المللی حوزه مشق

فردین احمدی دکتری فلسفه تعلیم وتربیت و برنامه ریزی و دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث از دیار استان زنجان و در استان تهران دوران کودکی و نوجوانی را سپری و درحال حاضر در شهر کرج زندگی می کند. ایشان معلم دانشگاه و کارمند آموزش و پرورش می باشد. یکی از موفق ترین کار آفرینان جوان در عرصه فرهنگ و هنر است.فعال رسانه از دیگر فعالیت های ایشان است که طی این سالها یادداشت ها و مطالب متعددی در رسانه های معتبر منتشر شده است. کتب و مقالات قابل توجهی از ایشان به انتشار رسیده است. در حال حاضر جوانترین ناشر کشور ایران و یکی از موفق ترین مدیران نشر در کشور ایران یعنی انتشارات بین المللی حوزه مشق می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *