یادداشت ها

زنگ خطر دو‌قطبی شدن جامعه ایران؛ وقتی اختلاف نظر به تهدید امنیت اجتماعی تبدیل می‌شود

زنگ خطر دو‌قطبی شدن جامعه ایران؛ وقتی اختلاف نظر به تهدید امنیت اجتماعی تبدیل می‌شود

نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق

مسئله‌ای که این روزها بیش از هر چیز دیگری نگران‌کننده و آزاردهنده است، نه صرفاً مشکلات اقتصادی یا فشارهای معیشتی، بلکه شکاف عمیق و رو‌به‌گسترشی است که جامعه ایران را به‌طور آشکار درگیر یک دو‌قطبی خطرناک کرده است؛ دو‌قطبی‌ای که ریشه‌های آن در اختلافات اعتقادی، فکری و نگرش‌های سیاسی قابل مشاهده است و متأسفانه نشانه‌های آن، دیگر پنهان و محدود به فضای مجازی نیست.

امروز می‌توان با قطعیت گفت که بخشی از جامعه، نه فقط با نظر مخالف، بلکه با «طرف مقابل» به‌عنوان دشمن برخورد می‌کند. ادبیات گفت‌وگو جای خود را به برچسب‌زنی، تحقیر، توهین و نفی کامل دیگری داده است. این وضعیت، اگر ادامه پیدا کند، می‌تواند جامعه را از اختلاف نظر طبیعی به تقابل اجتماعی و حتی درگیری‌های واقعی بکشاند؛ مسیری که نتیجه آن چیزی جز ناامنی، بی‌ثباتی، اختلال در زندگی روزمره و آسیب جدی به کسب‌وکارها و روابط انسانی نخواهد بود.

دو‌قطبی شدن جامعه، فقط یک مفهوم نظری در علوم اجتماعی نیست؛ یک پدیده عینی و ملموس است که آثار آن به‌سرعت در امنیت روانی مردم، اعتماد اجتماعی، انسجام ملی و آرامش عمومی نمایان می‌شود. وقتی افراد احساس کنند «دیگری» تهدید است، نه شهروندی با دیدگاه متفاوت، جامعه به سمت فروپاشی سرمایه اجتماعی حرکت می‌کند. در چنین فضایی، خیابان، محل کار، مدرسه، دانشگاه و حتی خانواده، به میدان تنش تبدیل می‌شود.

نکته نگران‌کننده اینجاست که این دو‌قطبی، بیش از آنکه بر پایه گفت‌وگوی عقلانی باشد، بر بستر هیجان، ترس، خشم و روایت‌های یک‌سویه شکل گرفته است. فضای مجازی و برخی رسانه‌ها، با تقویت روایت‌های افراطی، ناخواسته یا آگاهانه، به تشدید این شکاف دامن زده‌اند. الگوریتم‌ها، محتواهای تند و قطبی را بیشتر برجسته می‌کنند و کاربران نیز در اتاق‌های پژواک فکری خود، فقط صدای شبیه به خود را می‌شنوند. نتیجه، جامعه‌ای است که افرادش کمتر همدیگر را می‌فهمند و بیشتر همدیگر را متهم می‌کنند.

اگر این مسیر اصلاح نشود، پیامدهای آن بسیار فراتر از اختلاف نظر خواهد بود. امنیت اجتماعی تضعیف می‌شود، آسایش عمومی از بین می‌رود، کسب‌وکارها آسیب می‌بینند، سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد و زندگی عادی شهروندان مختل می‌شود. هیچ جامعه‌ای در شرایط تنش دائمی، امکان پیشرفت، توسعه و حتی زیست سالم را ندارد. تاریخ بارها نشان داده است که فروپاشی اجتماعی، اغلب نه با جنگ خارجی، بلکه با درگیری‌های درونی آغاز می‌شود.

در این میان، مسئولیت فقط متوجه نهادهای رسمی یا سیاست‌گذاران نیست. جامعه، مجموعه‌ای از کنشگران است و هر کدام از ما، به‌ویژه اهالی فرهنگ، رسانه، آموزش و اندیشه، نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش یا تشدید این شکاف داریم. پرسش اصلی این است: چه می‌توان کرد تا از این دو‌قطبی عبور کنیم یا دست‌کم آسیب‌های آن را کاهش دهیم؟

نخستین راهکار، بازگشت به اخلاق گفت‌وگو است. اختلاف نظر در اعتقاد و سیاست، امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است، اما دشمن‌سازی از مخالف، نه عقلانی است و نه اخلاقی. باید دوباره یاد بگیریم که می‌توان با کسی مخالف بود، بدون آنکه او را نفی، تحقیر یا حذف کرد. ترویج ادبیات محترمانه، پرهیز از توهین و خودداری از برچسب‌زنی، ساده‌ترین اما مؤثرترین گام برای کاهش تنش است.

دوم، مسئولیت‌پذیری در فضای مجازی. هر بازنشر، هر کامنت و هر واکنش هیجانی، می‌تواند بنزینی بر آتش اختلافات باشد. لازم است کاربران آگاهانه‌تر عمل کنند؛ از انتشار محتواهای تحریک‌آمیز، شایعات و روایت‌های نفرت‌زا پرهیز کنند و به جای آن، محتواهای تحلیلی، آرام و مبتنی بر گفت‌وگو را تقویت کنند. سکوت در برابر نفرت‌پراکنی، یا حتی همراهی ناخواسته با آن، به معنای مشارکت در گسترش بحران است.

سوم، نقش‌آفرینی جدی اهالی فرهنگ و آموزش. معلمان، اساتید دانشگاه، نویسندگان، هنرمندان و فعالان فرهنگی می‌توانند پل ارتباطی میان دیدگاه‌های متفاوت باشند. تولید محتواهایی که بر مشترکات ملی، تاریخی و انسانی تأکید دارد، می‌تواند فضای روانی جامعه را تلطیف کند. جامعه‌ای با پیشینه تمدنی عمیق، ظرفیت عبور از شکاف‌ها را دارد، به شرط آنکه این ظرفیت فعال شود.

چهارم، تقویت گفت‌وگوی ملی و محلی. گفت‌وگو فقط در سطح کلان سیاسی معنا ندارد. گفت‌وگو در خانواده، محل کار، مدرسه و محله، اهمیت حیاتی دارد. شنیدن فعال، تلاش برای فهم نگرانی‌های طرف مقابل و پذیرش تنوع دیدگاه‌ها، می‌تواند از رادیکال شدن اختلافات جلوگیری کند. جامعه‌ای که گفت‌وگو را تمرین کند، کمتر به خشونت نزدیک می‌شود.

 

 

باید بپذیریم که حفظ امنیت، آسایش و زندگی عادی، منفعت مشترک همه ماست؛ فارغ از هر اعتقاد یا گرایش سیاسی. هیچ‌کس در جامعه‌ای ناامن، دوقطبی و ملتهب، برنده نخواهد بود. تاریخ، فرهنگ و آینده این سرزمین، ارزشمندتر از آن است که قربانی خشم‌های زودگذر و نزاع‌های بی‌پایان شود.

امروز زمان هشدار است، اما هم‌زمان زمان مسئولیت‌پذیری جمعی نیز هست. اگر هرکدام از ما، از جایگاه خود، یک قدم برای کاهش تنش، تقویت گفت‌وگو و حفظ کرامت انسانی برداریم، می‌توان امیدوار بود که جامعه از این گردنه خطرناک عبور کند. راه نجات، نه در حذف دیگری، بلکه در فهم متقابل و عقلانیت اجتماعی است.

3 بازدید
Author Image
انتشارات بین المللی حوزه مشق

فردین احمدی دکتری فلسفه تعلیم وتربیت و برنامه ریزی و دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث از دیار استان زنجان و در استان تهران دوران کودکی و نوجوانی را سپری و درحال حاضر در شهر کرج زندگی می کند. ایشان معلم دانشگاه و کارمند آموزش و پرورش می باشد. یکی از موفق ترین کار آفرینان جوان در عرصه فرهنگ و هنر است.فعال رسانه از دیگر فعالیت های ایشان است که طی این سالها یادداشت ها و مطالب متعددی در رسانه های معتبر منتشر شده است. کتب و مقالات قابل توجهی از ایشان به انتشار رسیده است. در حال حاضر جوانترین ناشر کشور ایران و یکی از موفق ترین مدیران نشر در کشور ایران یعنی انتشارات بین المللی حوزه مشق می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *