یادداشت ها

چرا مدرسه باید سواد مصرف موسیقی را جدی بگیرد؟

میزانِ شنیدن؛ چرا مدرسه باید سواد مصرف موسیقی را جدی بگیرد؟

نویسنده:دکتر فردین احمدی ؛ مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق

موسیقی برای نوجوان امروز فقط یک هنر یا سرگرمی نیست؛ یک محیط دائمیِ تربیت‌ساز است که بر هیجان، زبان، سبک زندگی و حتی نگاه او به آینده اثر می‌گذارد. مدرسه اگر نسبت به این واقعیت بی‌تفاوت بماند، میدان تربیت را به بازار محتوا و الگوریتم‌های فضای مجازی واگذار کرده است. این یادداشت، با رویکردی مدرسه‌محور و قابل اجرا، از یک راهبرد روشن دفاع می‌کند: گذار از دوگانه حذف یا رهاسازی به سمت سواد شنیدن، معیار انتخاب، تحلیل اثر، گفت‌وگوی تربیتی و مدیریت مصرف. نام این مسیر را «میزانِ شنیدن» می‌گذارم؛ یعنی آموزش اینکه نوجوان چگونه موسیقی را از مصرف هیجانی و بی‌قاعده به تجربه‌ای آگاهانه، مسئولانه و هویت‌ساز تبدیل کند.

نوجوان امروز در جهانی زندگی می‌کند که موسیقی در آن همه‌جا حضور دارد؛ در مسیر رفت‌وآمد، در شبکه‌های اجتماعی، در بازی‌ها، در ویدئوهای کوتاه، در تبلیغات، و حتی در لحنی که نسل‌ها با آن حرف می‌زنند. پیش‌تر موسیقی را انتخاب می‌کردند تا گوش کنند؛ امروز موسیقی به سراغشان می‌آید و گاهی حتی انتخاب را از آنان می‌گیرد. این تغییر کوچک نیست؛ چون موسیقی فقط صدا نیست، «حالت» است. حالت می‌سازد، هیجان را بالا و پایین می‌برد، انگیزش را تقویت یا تضعیف می‌کند، و بر رابطه نوجوان با خانواده، درس، دوستان و آینده اثر می‌گذارد.

با این همه، مدرسه غالباً با موسیقی مثل یک موضوع حاشیه‌ای برخورد می‌کند: یا سکوت می‌کند تا حساسیت ایجاد نشود، یا برخوردهای پراکنده و سلیقه‌ای دارد که نتیجه‌اش شکاف میان مدرسه و خانواده و نوجوان است. در این میان، نوجوان می‌ماند و انبوهی از محتواهای موسیقایی که بخشی از آن‌ها امید می‌دهند و بخشی ناامیدی می‌پراکنند؛ بخشی ادب می‌آموزند و بخشی خشونت کلامی را عادی می‌کنند؛ بخشی ذوق و زیبایی را تقویت می‌کنند و بخشی سطحی‌نگری را تثبیت. پرسش اصلی این است: آیا مدرسه می‌خواهد تماشاگر این جریان باشد یا هدایتگر آن؟

مسئله اصلی؛ موسیقی بودن یا نبودن نیست
در بحث‌های عمومی، معمولاً موسیقی را یا با نگاه «مطلقاً خوب» می‌بینند یا با نگاه «مطلقاً بد». هر دو نگاه، مسئله را ساده‌سازی می‌کند. حقیقت این است که موسیقی، مانند بسیاری از ابزارهای فرهنگی، می‌تواند هم سازنده باشد و هم آسیب‌زا؛ تفاوت در «نوع مواجهه» است. نوجوان اگر معیار نداشته باشد، اگر اثر را نشناسد، اگر نتواند پیام‌ها را تحلیل کند و اگر مقدار مصرف را مدیریت نکند، موسیقی به جای آنکه کمک‌حالِ رشد باشد، می‌تواند به محرک آشفتگی تبدیل شود. اما اگر همین مهارت‌ها را بیاموزد، موسیقی می‌تواند پلی برای تربیت عاطفی، اخلاق گفتاری، آرامش روانی، خودکنترلی و حتی تقویت هویت فرهنگی و دینی باشد.

پس مسئله اصلی، حذف یا رهاسازی نیست؛ مسئله «سواد شنیدن» است. سواد شنیدن یعنی نوجوان بتواند بفهمد چه می‌شنود، چرا می‌شنود، چه اثری بر او می‌گذارد، و چگونه انتخاب را از بیرون پس بگیرد و به دست خود برگرداند.

چرا مدرسه باید وارد شود؟
نخستین دلیل، واقعیت میدان تربیت است. تربیت فقط در کلاس درس رخ نمی‌دهد؛ تربیت در عادت‌های روزمره شکل می‌گیرد. اگر موسیقی بخش بزرگی از روزمره نوجوان است، مدرسه نمی‌تواند به بهانه اینکه این موضوع بیرون از برنامه رسمی است، آن را نادیده بگیرد. نادیده گرفتن، یعنی واگذاری.

دلیل دوم، حساسیت دوره نوجوانی است. نوجوان در حال ساختن هویت است؛ هویت فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و فردی. در همین دوره است که یک پیام تکرارشونده می‌تواند از «شنیدن» به «باور» تبدیل شود. مدرسه اگر مهارت تحلیل و انتخاب را تقویت کند، نوجوان کمتر دنباله‌رو موج‌ها می‌شود و بیشتر صاحب‌نظر در زندگی خود می‌گردد.

دلیل سوم، پیوند مستقیم موسیقی با هیجان است. بسیاری از مشکلات کلاسی و رفتاری، ریشه در هیجان‌های تنظیم‌نشده دارد: خشم، اضطراب، بی‌حوصلگی، هیجان‌طلبی افراطی. موسیقی می‌تواند این هیجان‌ها را تشدید یا تعدیل کند. آموزش مدیریت مصرف، یعنی کمک به خودتنظیمی؛ و خودتنظیمی از ستون‌های اصلی تربیت است.

دوگانه خطرناک؛ حذف یا رهاسازی
در تجربه مدرسه و خانواده، دو مسیر پرخطا زیاد دیده می‌شود. مسیر اول حذف کامل است؛ یعنی ممنوعیت‌های شدید بدون گفت‌وگو و بدون ارائه جایگزین. این مسیر معمولاً به مقاومت پنهان، مصرف مخفیانه، و شکاف عاطفی میان نوجوان و مربی می‌انجامد. مسیر دوم رهاسازی کامل است؛ یعنی بی‌تفاوتی و «هر چه خواست». این مسیر هم به بی‌قاعدگی، افراط در مصرف و اثرپذیری از محتواهای مسئله‌دار ختم می‌شود.

راه سوم وجود دارد: هدایت آگاهانه. هدایت آگاهانه یعنی معیار بدهیم، تحلیل بیاموزیم، گفت‌وگو بسازیم و مدیریت مصرف را تمرین کنیم. این راه سوم، نه دعوا می‌سازد و نه ولنگاری؛ بلکه عقلانیت تربیتی ایجاد می‌کند.

 

 

راهکار پیشنهادی؛ «میزانِ شنیدن»
من این مسیر را «میزانِ شنیدن» می‌نامم. میزان یعنی معیار، اندازه، تعادل. در این نگاه، مدرسه قرار نیست سلیقه تحمیل کند؛ قرار است مهارت بسازد. چهار ستون این طرح چنین است:

ستون اول؛ معیار انتخاب
نوجوان باید معیارهای روشن و قابل دفاع داشته باشد. معیارهایی مانند امیدبخشی، احترام به خانواده و جامعه، پرهیز از تحقیر و خشونت کلامی، سازگاری با فرهنگ عمومی، تناسب با سن، و دوری از ترویج بی‌مسئولیتی و ناامیدی. وقتی معیار روشن شود، گفت‌وگو از دعوای سلیقه‌ای خارج می‌شود و به مسیر تربیتی وارد می‌گردد. خانواده هم وقتی معیار می‌بیند، آرام‌تر همراه می‌شود.

ستون دوم؛ تحلیل اثر
نوجوان باید یاد بگیرد موسیقی فقط «متن» نیست، «اثر» هم هست. یک قطعه ممکن است محتوای بدی نداشته باشد اما با ریتم و فضای هیجانی، اضطراب را بالا ببرد یا تمرکز را بهم بریزد. نوجوان باید بتواند اثر را روی خودش رصد کند: این موسیقی مرا آرام می‌کند یا عصبی؟ انگیزه‌ام را زیاد می‌کند یا بی‌حس؟ تمرکزم را بهتر می‌کند یا پراکنده؟ این خودشناسیِ ساده، پایه خودکنترلی است.

ستون سوم؛ گفت‌وگوی تربیتی
مدرسه باید به جای برخورد دستوری، گفت‌وگوی هدایت‌شده ایجاد کند. پرسش‌هایی مثل: این آهنگ چه تصویری از زندگی می‌دهد؟ چه ارزش‌هایی را برجسته می‌کند؟ چه چیزهایی را عادی‌سازی می‌کند؟ زبانش چه می‌کند؟ این گفت‌وگوها نوجوان را به تفکر نقاد می‌رساند و اخلاق گفتاری را تقویت می‌کند. نوجوانی که تحلیل می‌کند، کمتر اسیر موج‌ها می‌شود.

ستون چهارم؛ مدیریت مصرف
حتی محتوای خوب هم اگر بی‌حد و اندازه مصرف شود، می‌تواند مسئله‌ساز گردد. نوجوان باید «برنامه شخصی مصرف» داشته باشد: چه زمان‌هایی گوش بدهم، برای چه هدفی، چه مقدار، و در موقعیت‌های بحرانی مثل عصبانیت یا بی‌حوصلگی چه جایگزین‌هایی داشته باشم. این همان مهارت زندگی است؛ نه نصیحت، نه شعار.

پیوند با هویت فرهنگی و دینی
یکی از نگرانی‌های جدی خانواده‌ها، آسیب‌دیدن هویت فرهنگی و دینی نوجوان در موج‌های رسانه‌ای است. راه حل این نگرانی، صرفاً منع نیست. منع، اگر به آگاهی نرسد، فقط ظاهر را کنترل می‌کند. آنچه هویت را حفظ می‌کند و حتی بالنده می‌سازد، «انتخاب آگاهانه» است. وقتی نوجوان معیار و تحلیل دارد، می‌تواند زیبایی را با مسئولیت پیوند بزند، شادی را با کرامت همراه کند، و هنر را در خدمت انسانیت ببیند. مدرسه می‌تواند با معرفی نمونه‌های سالم، با تقویت ذوق و زیبایی‌شناسی، و با گفتگو درباره ارزش‌ها، هویت را نه در قالب ترس، بلکه در قالب فهم و انتخاب نهادینه کند.

مدرسه باید تربیت فرهنگی را پس بگیرد

اگر از بیرون به مدرسه نگاه کنیم، شاید موسیقی موضوعی فرعی به نظر برسد. اما اگر از نزدیک به نوجوان نگاه کنیم، می‌بینیم موسیقی در حال شکل دادن به عادت‌ها، هیجان‌ها و زبان اوست. مدرسه اگر می‌خواهد تربیتِ واقعی انجام دهد، باید تربیت فرهنگی را پس بگیرد؛ نه با حذف و نه با رهاسازی، بلکه با سواد شنیدن و مدیریت مصرف.

«میزانِ شنیدن» دعوت به یک حرکت ساده اما عمیق است: اینکه به نوجوان یاد بدهیم انتخاب کند، اثر را بفهمد، پیام را تحلیل کند، و مصرف را مدیریت کند. در این صورت، موسیقی از یک میدان پرخطر و بی‌قاعده، به فرصتی برای رشد اخلاقی، آرامش روانی، تقویت همدلی و ساختن هویت تبدیل می‌شود. مدرسه‌ای که این مهارت را می‌آموزد، نه فقط موسیقی را مدیریت کرده است، بلکه آینده‌نگری تربیتی خود را اثبات کرده است.

2 بازدید
Author Image
انتشارات بین المللی حوزه مشق

فردین احمدی دکتری فلسفه تعلیم وتربیت و برنامه ریزی و دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث از دیار استان زنجان و در استان تهران دوران کودکی و نوجوانی را سپری و درحال حاضر در شهر کرج زندگی می کند. ایشان معلم دانشگاه و کارمند آموزش و پرورش می باشد. یکی از موفق ترین کار آفرینان جوان در عرصه فرهنگ و هنر است.فعال رسانه از دیگر فعالیت های ایشان است که طی این سالها یادداشت ها و مطالب متعددی در رسانه های معتبر منتشر شده است. کتب و مقالات قابل توجهی از ایشان به انتشار رسیده است. در حال حاضر جوانترین ناشر کشور ایران و یکی از موفق ترین مدیران نشر در کشور ایران یعنی انتشارات بین المللی حوزه مشق می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *