کشور با مدیریت سفارشی اداره نمیشود؛ وقت برکناری مدیران ناکارآمد و میدان دادن به نخبگان
کشور با مدیریت سفارشی اداره نمیشود؛ وقت برکناری مدیران ناکارآمد و میدان دادن به نخبگان
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
این روزها مسئله ای که بیش از هر چیز نگران کننده است نه یک اختلاف سلیقه سیاسی یا یک موج رسانه ای، بلکه فرسایش واقعی کارآمدی در سطح مدیریت های میانی کشور است همان لایه ای که مستقیم با زندگی مردم سروکار دارد و اگر سالم، متخصص و پاسخگو باشد بسیاری از فشارهای اجتماعی و اقتصادی قابل مدیریت می شود اما اگر این لایه با افراد نالایق، کم تجربه، رانت محور و رزومه ساز پر شود، نتیجه اش روشن است نارضایتی، بی اعتمادی، اختلال در کسب و کار، فرار نخبگان و در نهایت تهدید امنیت اجتماعی
مدیران میانی چرا تعیین کننده اند
در ساختار اداره کشور، مدیران میانی مانند فرمانداران، شهرداران، بخشداران، نمایندگان حوزه های انتخابیه، اعضای شوراهای شهر و روستا و روسای ادارات، خط مقدم حکمرانی هستند مردم چهره دولت و نظام اداری را در همین افراد می بینند نه در شعارها و بیانیه های کلان اگر مراجعه کننده در اداره با بی توجهی روبه رو شود اگر شهروند در شهر با ترافیک و نابسامانی و پروژه های بی برنامه زندگی کند اگر سرمایه گذار محلی میان بروکراسی و تصمیم های متناقض گیر کند، منشأ تصویر ذهنی او همین مدیریت میانی است بنابراین هرگونه ضعف در این لایه، چند برابر در جامعه دیده و حس می شود
وقتی صندلی ها بر اساس رابطه تقسیم می شود
یکی از ریشه های اصلی بحران کارآمدی، جایگزین شدن رابطه به جای ضابطه است گاهی یک نماینده با نفوذ محدود و قدرت پیگیری ضعیف، عملاً قادر به دفاع از منافع مردم حوزه انتخابیه خود نیست و همین ضعف، هزینه اش را مردم می دهند در سوی دیگر، گاهی فردی با رزومه سازی و اتکا به شبکه های غیررسمی، پله های مدیریتی را طی می کند و چندباره در یک جایگاه حساس قرار می گیرد نه به دلیل کارنامه درخشان بلکه به دلیل روابط و سهم خواهی نتیجه چنین روندی این است که شهرستان یا شهر، به جای اداره علمی و برنامه محور، به میدان آزمون و خطا و بده بستان های پشت پرده تبدیل می شود
زنجیره ناکارآمدی چگونه ساخته می شود
مدیر ضعیف یک ویژگی مشترک دارد از نیروهای توانمند می ترسد مدیر نالایق برای حفظ صندلی خود، معمولاً افراد مطیع و کم توان را ترجیح می دهد چون نیروی متخصص سوال می پرسد، مطالبه می کند و استاندارد می خواهد اما نیروی ضعیف فقط امضا می کند و سکوت می کند این یعنی وقتی رأس یک فرمانداری یا شهرداری یا اداره کل ضعیف شد، بلافاصله لایه های پایین تر هم ضعیف چیده می شوند تا کسی مزاحم نباشد نتیجه این چیدمان، اداره هایی است که به جای حل مسئله، به اتاق های نامه نگاری و وقت کشی تبدیل می شوند پروژه ها کند، هزینه ها زیاد، کیفیت پایین و مردم خسته و عصبانی می شوند
شهرداری و شورا وقتی از خدمت به سهم تبدیل می شود
در مدیریت شهری، موضوع حساس تر است چون با جان و مال و وقت مردم در ارتباط مستقیم است شهرداری ها اگر کارآمد باشند، شهر نفس می کشد ترافیک مدیریت می شود، خدمات شهری منظم می شود، پروژه ها اولویت بندی می شود و سرمایه گذاری رونق می گیرد اما وقتی شهردار با روابط خاص و بده بستان های پشت پرده انتخاب شود، شهر به میدان آزمون و خطا تبدیل می شود و هزینه اش را مردم با اتلاف وقت، فرسودگی اعصاب، آلودگی و رکود اقتصادی می پردازند
در مورد شوراها نیز باید صریح بود اگر ورود به شورا با هزینه های عجیب و غیرقابل توجیه همراه شود افکار عمومی حق دارد بپرسد این هزینه چگونه بازمی گردد وقتی شفافیت مالی و نظارت واقعی نباشد، زمینه رانت، سفارش، منافع شخصی و استفاده نادرست از بیت المال فراهم می شود حتی اگر همه افراد نیت خیر داشته باشند، ساختار ناسالم خودبه خود انحراف تولید می کند و این یعنی شهر و مردم قربانی می شوند
روسای ادارات ضعیف و اداره هایی که به کویر تبدیل می شوند
مشکل فقط در شهرداری و شورا نیست در بسیاری از ادارات، انتصاب مدیران کم توان، باعث شده کیفیت خدمات عمومی به شدت افت کند گاهی مردم با مدیرانی مواجه می شوند که در ساده ترین گفت وگوی اداری دچار خطاهای آشکارند اما مسئولیت سازمان های بزرگ و حساس را به دوش دارند نتیجه این تناقض، فرسایش منابع انسانی است کارشناسان متخصص یا مهاجرت می کنند یا منزوی می شوند یا انگیزه شان را از دست می دهند و سازمان به مرور به یک ساختمان بی روح تبدیل می شود ساختمانی پرهزینه، با خروجی کم، با ارباب رجوع ناراضی و با کارکنان دلزده
فرار نخبگان و مرگ امید اجتماعی
هیچ چیز به اندازه بی عدالتی در انتصاب ها، امید نسل جوان را نابود نمی کند وقتی جوان تحصیل کرده می بیند که مسیر رشد از کارآمدی و تخصص نمی گذرد بلکه از رابطه و لابی و نمایش می گذرد، طبیعی است که به آینده بی اعتماد می شود یا راه مهاجرت را انتخاب می کند یا از مشارکت اجتماعی فاصله می گیرد این فرار نخبگان فقط خروج یک نفر نیست خروج سرمایه انسانی و خاموش شدن موتور توسعه است کشوری که نیروهای سالم و شایسته اش کنار زده شوند، دیر یا زود با بحران های انباشته روبه رو می شود
پیامدهای مدیریتی که به جامعه سرریز می شود
ضعف مدیران میانی فقط یک مشکل اداری نیست این ضعف در نهایت به خیابان و زندگی مردم سرریز می شود وقتی تصمیم های غلط انباشته شد، وقتی پاسخگویی کاهش یافت، وقتی مردم احساس کردند کسی برای دردشان راه حل ندارد، تنش اجتماعی بالا می رود کسب و کارها مختل می شود امنیت روانی آسیب می بیند و اعتماد عمومی که ستون اداره جامعه است فرو می ریزد جامعه ای که اعتمادش آسیب ببیند، با کوچک ترین شوک وارد بحران می شود بنابراین اصلاح مدیران میانی، نه یک اقدام تزئینی، بلکه یک اقدام فوری برای حفظ ثبات و آرامش عمومی است
اصل حرف روشن است برکناری سریع نالایقان و جایگزینی توانمندان
با صراحت باید گفت تا زمانی که مدیران میانی نالایق، رانت محور و کم توان در جایگاه تصمیم گیری باشند، کشور هزینه های سنگین می پردازد این افراد باید هرچه زودتر کنار گذاشته شوند و میدان به نخبگان، مدیران باتجربه، جوانان توانمند و نیروهای سالم داده شود این مطالبه، جناحی و سلیقه ای نیست مطالبه عقلانی و ملی است زیرا نیروی انسانی سالم و شایسته می تواند بسیاری از گره ها را باز کند حتی در شرایط سخت اقتصادی و محدودیت های بیرونی
راهکارهای عملی برای اصلاح فوری
شفافیت در انتصاب ها
هر انتصاب باید با معیارهای روشن همراه باشد تحصیلات مرتبط، تجربه مدیریتی، کارنامه قابل سنجش، برنامه عملیاتی و تعهد به پاسخگویی باید منتشر شود مردم حق دارند بدانند چرا فلان فرد فرماندار یا شهردار یا رئیس اداره شده است
ارزیابی دوره ای و سختگیرانه عملکرد
مدیر باید با شاخص های واقعی سنجیده شود نه با گزارش های تبلیغاتی رضایت ارباب رجوع، سرعت ارائه خدمات، کاهش بروکراسی، کنترل هزینه ها، شفافیت قراردادها، پیشبرد پروژه های اولویت دار و کاهش فساد اداری باید معیار باشد مدیری که نمره لازم را نمی آورد باید بدون تعارف جابه جا شود
مقابله جدی با تعارض منافع و رانت
قانون تعارض منافع باید در سطح محلی سختگیرانه اجرا شود ارتباطات مالی و قراردادی نزدیکان مدیران باید شفاف باشد هر گونه امتیازدهی ویژه باید قابل پیگیری و قابل مجازات باشد شبکه های غیررسمی و سفارش ها باید از مسیرهای قانونی قطع شود
اصلاح سازوکار انتخاب و نظارت شورا و شهرداری
شفافیت مالی در انتخابات شوراها ضروری است سقف هزینه ها، گزارش منابع مالی و نظارت دقیق می تواند جلوی بسیاری از انحرافات را بگیرد شورا باید به جای میدان سهم خواهی به جایگاه سیاستگذاری شهری تبدیل شود و شهرداری باید بر اساس برنامه و شایسته سالاری اداره شود
تقویت جایگاه نخبگان محلی و استفاده از آنان در تصمیم سازی
هر شهرستان و شهر، پر از افراد متخصص و دلسوز است باید سازوکاری طراحی شود تا در انتصاب ها و تصمیم گیری ها از نظر نخبگان، دانشگاهیان، فعالان اقتصادی و فرهنگی استفاده شود نه اینکه حلقه های بسته و محدود تصمیم بگیرند
نقش مردم و اهالی فرهنگ در اصلاح مسیر
در کنار مسئولیت حاکمیت و دولت، جامعه نیز نقش دارد مردم باید مطالبه گر شفافیت باشند اما مطالبه گری باید دقیق، مستند و اخلاقی باشد اهالی فرهنگ، رسانه و آموزش می توانند با تولید محتوای آگاهی بخش، مطالبه کارآمدی را به یک خواست عمومی تبدیل کنند نه با هیجان و توهین، بلکه با منطق، سند و ارائه راه حل وقتی مطالبه شایسته گزینی در جامعه فراگیر شود، هزینه نگه داشتن مدیر نالایق بالا می رود و اصلاح ممکن می شود
کشور با شعار اداره نمی شود با نیروی انسانی سالم اداره می شود ریشه بسیاری از نارضایتی ها و بحران ها در سطح مدیریت میانی است جایی که اگر اصلاح شود، بخش بزرگی از فشارهای اجتماعی و اقتصادی قابل کنترل است امروز زمان تصمیم های سخت است پاکسازی مدیریتی از افراد نالایق، رانت محور و رزومه ساز و جایگزینی آنان با مدیران توانمند، متخصص و پاسخگو باید در اولویت فوری قرار گیرد این اقدام، دفاع از امید نسل جوان، صیانت از بیت المال و حفظ آرامش عمومی است