آیتالله نورالله نجفی اصفهانی؛ فقیهی که فقه را به میدان عدالت آورد
آیتالله نورالله نجفی اصفهانی؛ فقیهی که فقه را به میدان عدالت آورد
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
در تقویم تاریخ معاصر ایران، سال ۱۳۰۶ هجری شمسی تنها نشانهای از یک درگذشت نیست؛ بلکه یادآور خاموشی یکی از درخشانترین چهرههای فقه سیاسی و کنشگری دینی در اواخر عصر قاجار است. آیتالله حاج شیخ نورالله نجفی اصفهانی، فقیهی مجتهد، سیاستمداری متشرع و مصلحی شجاع، در اول رجب ۱۳۴۶ هجری قمری چشم از جهان فروبست؛ اما اندیشه و منش او همچنان در حافظه تاریخی ایران زنده و اثرگذار است.
نورالله نجفی اصفهانی از تبار فقاهت و تقوا برخاست؛ خاندانی که علم، دیانت و مسئولیت اجتماعی را توأمان به ارث میبرد. برادر بزرگتر او، آیتالله حاج آقا نجفی اصفهانی، از مراجع بزرگ زمان خود بود و این دو برادر، اصفهان را به یکی از کانونهای مهم فقه پویا و سیاستورز در ایران بدل کردند. نورالله نجفی در چنین بستری پرورش یافت؛ اما آنچه او را ممتاز ساخت، صرفِ تبحر علمی نبود، بلکه شجاعت در ترجمه فقه به کنش اجتماعی و سیاسی بود.
در روزگاری که استبداد قاجاری، کشور را در تنگنای فقر، بیعدالتی و وابستگی فروبرده بود، نورالله نجفی اصفهانی از معدود علمایی بود که سکوت را خیانت به دین میدانست. او بهخوبی دریافته بود که فقه، اگر از رنج مردم جدا شود، به دانشی بیجان بدل خواهد شد. از همین رو، در نهضت مشروطه، در کنار دیگر علمای عدالتخواه، به دفاع از حاکمیت قانون، تحدید قدرت مطلقه و صیانت از کرامت مردم برخاست.
مشروطهخواهی نورالله نجفی، نه از سر شیفتگی به مظاهر غرب، بلکه برخاسته از قرائتی عمیق از فقه شیعه بود. او مشروطه را ابزاری برای مهار استبداد و تحقق «عدل» میدانست؛ همان عدلی که در متون دینی، غایت بعثت انبیا معرفی شده است. از منظر او، قانون اساسی، اگر در چارچوب شریعت و با نظارت فقها تدوین شود، نهتنها منافاتی با دین ندارد، بلکه تضمینکننده بقای آن در عرصه اجتماع است.
نورالله نجفی اصفهانی در میدان عمل، هزینه این باور را بهتمامی پرداخت. ایستادگی بیامان او در برابر استبداد، نفوذ بیگانگان و انحرافات فکری، دشمنی صاحبان قدرت را برانگیخت. تبعید، فشار، تهدید و در نهایت شهادتگونهبودن درگذشت او، گواهی روشن بر این حقیقت است که او فقیهی مصلحتاندیش نبود، بلکه عالمی مسئول و مجاهد بود.
درگذشت او در غربت، نه نشانه شکست، که اوج مظلومیت یک اندیشه اصیل بود. پیکر نورالله نجفی خاموش شد، اما پرسشهایی که او طرح کرده بود، همچنان زنده ماند: نسبت دین و قدرت چیست؟ وظیفه فقیه در برابر ظلم کدام است؟ آیا میتوان دیندار بود و نسبت به سرنوشت جامعه بیتفاوت ماند؟ پاسخ عملی او به این پرسشها، زندگی خویش بود.
از منظر اندیشه سیاسی شیعه، نورالله نجفی اصفهانی را میتوان از پیشگامان «فقه نظارت و مسئولیت» دانست؛ فقهی که حکومت را نه امری مقدس و غیرقابل نقد، بلکه نهادی پاسخگو در برابر مردم و خدا میداند. این رویکرد، بعدها در اندیشه بسیاری از علمای بزرگ قرن چهاردهم و پانزدهم هجری قمری تداوم یافت و به یکی از جریانهای اصلی فقه سیاسی شیعه بدل شد.
امروز، در عصری که جوامع اسلامی بار دیگر با پرسشهای بنیادین درباره عدالت، آزادی، قانون و نقش دین در عرصه عمومی روبهرو هستند، بازخوانی میراث نورالله نجفی اصفهانی ضرورتی تاریخی و فکری است. او به ما میآموزد که دینداری اصیل، با شجاعت اخلاقی گره خورده است؛ با ایستادن در کنار مظلوم، حتی اگر بهای آن جان باشد.
بزرگی نورالله نجفی در آن است که نهتنها عالم دین بود، بلکه «وجدان بیدار زمانه» خویش محسوب میشد. او نشان داد که فقیه میتواند هم پاسدار سنت باشد و هم پاسخگوی نیازهای نو؛ هم ریشه در نصوص داشته باشد و هم چشم به افق آینده بدوزد. چنین جمعی میان اصالت و نوآوری، همان چیزی است که امروز نیز جامعه ما سخت بدان نیازمند است.
یاد و نام آیتالله نورالله نجفی اصفهانی، فراتر از یک مناسبت تقویمی، دعوتی است به بازاندیشی در نقش عالمان دین، مسئولیت نخبگان و معنای واقعی عدالت. او رفت، اما راهی گشود که هنوز ادامه دارد؛ راهی که از فقه میگذرد و به آزادی، کرامت و آگاهی میرسد.