وقتی یک معلم ایستاد؛ دفاع از شأن آموزش در برابر خشونت کلامی
وقتی یک معلم ایستاد؛ دفاع از شأن آموزش در برابر خشونت کلامی
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
یادداشت رسانهای
مدرسه پیش از آنکه محل آموزش کتاب و مهارت باشد، صحنه شکلگیری شخصیت، کرامت و الگوی رفتاری نسل آینده است. آنچه دانشآموزان در فضای مدرسه میبینند و تجربه میکنند، گاه اثرگذارتر از آن چیزی است که در کتابهای درسی میخوانند. به همین دلیل، رفتار مدیران و معلمان در موقعیتهای بحرانی، خود به یک «درس زنده» تبدیل میشود؛ درسی که یا احترام و قانونمداری را آموزش میدهد یا ترس، خشونت و بیحرمتی را عادیسازی میکند.
در روزهای اخیر، یکی از مدارس کشور شاهد صحنهای بود که متأسفانه در نظام آموزشی بیسابقه نیست: بروز پرخاشگری و خشونت کلامی در فضای مدرسه، آن هم در حضور دانشآموزان و اولیا. چنین رفتارهایی، فارغ از اینکه از سوی چه کسی و با چه توجیهی رخ دهد، با مأموریت تربیتی آموزش و پرورش در تضاد آشکار است و آثار مخربی بر امنیت روانی محیط آموزشی برجای میگذارد.
خشونت کلامی در مدرسه، فقط یک رفتار ناپسند فردی نیست؛ بلکه نشانهای از یک اختلال مدیریتی است. مدیریتی که بهجای گفتوگو، قانون و اخلاق حرفهای، از فریاد و تحقیر برای اعمال اقتدار استفاده میکند. تجربههای متعدد نشان داده است که چنین رویکردی نهتنها مسئلهای را حل نمیکند، بلکه فضای مدرسه را به محیطی پرتنش، ناامن و فرساینده برای معلمان و دانشآموزان تبدیل میکند.
در این میان، نکتهای که اهمیت ویژه دارد، واکنش جامعه آموزشی به اینگونه رفتارهاست. سکوت در برابر بیحرمتی، هرچند گاه از سر ترس یا مصلحتاندیشی باشد، در نهایت به نهادینهشدن خشونت و تضعیف جایگاه معلم منجر میشود. اگر امروز تحقیر یک معلم در برابر دانشآموزان عادی شود، فردا بیاحترامی به کل نظام آموزشی عادی خواهد شد.
در همان فضای پرتنش، اتفاق دیگری نیز رخ داد که شایسته تأمل و توجه جدی است. یکی از معلمان باسابقه مدرسه، با حفظ آرامش و بدون ورود به درگیری، در برابر ادامه خشونت کلامی ایستاد و اجازه نداد بیاحترامی تشدید شود. این اقدام، نه از سر هیجان، بلکه از موضع مسئولیت حرفهای و اخلاقی انجام شد؛ اقدامی که نشان داد دفاع از شأن معلم، لزوماً با فریاد و تنش همراه نیست، بلکه میتواند با اقتدار اخلاقی و حضور بهموقع صورت گیرد.
این معلم، دکتر نجمی، از فرهنگیان خوشنام و باتجربه آموزش و پرورش و دارای دکتری تربیتبدنی است؛ فردی که سالها در کنار آموزش جسم، به پرورش روحیه جوانمردی، قانونپذیری و احترام متقابل پرداخته است. واکنش او در آن لحظه حساس، مصداق عینی همان مفاهیمی بود که ورزش و تعلیم و تربیت بر آن تأکید دارند: دفاع از حق، جلوگیری از ظلم و حفظ کرامت انسانی.
اهمیت این کنش اخلاقی زمانی بیشتر میشود که بدانیم بخش قابل توجهی از معلمان امروز، نیروهای جوان و تازهکار هستند؛ افرادی که بهدلیل نداشتن تجربه کافی یا نگرانی از پیامدهای اداری، در مواجهه با رفتارهای نادرست دچار تردید و سکوت میشوند. در چنین شرایطی، حضور معلمانی باتجربه که حاضرند برای حفظ حرمت حرفه معلمی هزینه بدهند، نقشی حیاتی در حفظ سلامت فضای آموزشی دارد.
این اتفاق، صرفاً روایت یک ایستادن فردی نیست؛ بلکه هشداری جدی به نظام آموزشی است. هشداری درباره ضرورت بازنگری در شیوههای مدیریت مدرسه، آموزش مهارتهای ارتباطی به مدیران، و تقویت سازوکارهای نظارتی برای جلوگیری از بروز خشونت کلامی در محیطهای آموزشی. مدرسه جایی برای اعمال قدرت شخصی نیست؛ مدرسه نهادی عمومی است که با سرمایه اجتماعی خانوادهها و اعتماد جامعه اداره میشود.
از منظر تربیتی، دانشآموزی که شاهد تحقیر معلم است، ناخواسته میآموزد که قدرت میتواند جای قانون را بگیرد. اما دانشآموزی که میبیند یک معلم با شجاعت، آرامش و منطق از شأن حرفهای دفاع میکند، درس مهمتری میآموزد: اینکه حق را باید شناخت و در برابر بیعدالتی، مسئولانه ایستاد.
این یادداشت قصد متهمکردن افراد یا ورود به جزئیات پروندهای خاص را ندارد. هدف، تأکید بر یک اصل بنیادین است: آموزش و پرورش بدون احترام، ممکن نیست. مدیران مدارس باید بدانند اقتدار واقعی از اخلاق، قانونمداری و گفتوگو میآید، نه از پرخاش و تحقیر. معلمان نیز باید مطمئن باشند که دفاع از کرامت حرفهایشان، نهتنها خطا نیست، بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی آنان است.
در شرایطی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به الگوهای اخلاقی سالم نیاز دارد، رفتارهایی از جنس ایستادن دکتر نجمی میتواند یادآور این حقیقت باشد که هنوز هم در مدرسه، انسانهایی هستند که اجازه نمیدهند خشونت به رویه تبدیل شود. این کنشها شاید پرسر و صدا نباشد، اما اثرشان ماندگار است؛ هم در ذهن دانشآموزان، هم در وجدان حرفهای آموزش و پرورش.
امید آن است که چنین اتفاقاتی، بهجای سرپوش گذاشتهشدن یا عادیسازی، زمینهای برای اصلاح ساختارها، تقویت نظارتها و بازگشت به روح واقعی تعلیم و تربیت باشد؛ روحی که با احترام آغاز میشود و با کرامت انسان معنا پیدا میکند.